مقاله از بیکن نیوز:
ژوسفینا وارگاس سه دهه گذشته - از زمانی که در ۱۸ سالگی از مکزیک به آرورا آمد - را صرف یادگیری زبان انگلیسی کرده است.
او شروع خوبی در تنها سال حضورش در دبیرستان ایست آرورا داشت و مطمئناً پنج سال بعد در برنامه ESL کالج وابونسی پیشرفت کرد.
اما او متوجه شد که صحبت کردن به این زبان «سختتر از چیزی است که در ذهن خود یاد میگیرید». و تا زمانی که وارگاس چند سال پیش شروع به شرکت در کلاسهای تک نفره با یک معلم خصوصی در مرکز سوادآموزی دومینیکن در ضلع شرقی آرورا نکرد، بالاخره اعتماد به نفس لازم برای «توانایی صحبت کردن» بدون ترس از مسخره شدن یا سوء تفاهم را به دست نیاورد، این موضوع را درک نکرد.
وارگاس تنها یکی از هزاران نفری است که زندگیشان توسط مرکز سوادآموزی دومینیکن، از زمان افتتاح آن در سال ۱۹۹۳ توسط خواهر کاتلین رایان، با یک میز کارت و دو صندلی در زیرزمین کلیسا، غنیتر شده است.
در طول ۳۰ سال گذشته، این برنامه به یک دارایی بزرگ و پررونق برای شهری تبدیل شده است که به همین ترتیب، در حال متنوعتر شدن است. در این فرآیند، این مرکز نه تنها به خاطر ارائه مهارتهای انگلیسی به زنانی که جای دیگری برای مراجعه ندارند، بلکه به خاطر ارائه دوستیها و کمک به خانوادهها، از جمله کلاسهایی که به صدها زن و مرد در کسب شهروندی ایالات متحده کمک کرده است، مورد تحسین فراوان قرار گرفته است.
ماه گذشته، این مرکز یک افتخار بزرگ دیگر به افتخارات چشمگیر خود اضافه کرد.
در ۱۸ اکتبر، رایان و تنها دو کارمند تماموقت دیگر مرکز سوادآموزی دومینیکن، آلیسون برژینسکی و خواهر جین بکمن، در کنفرانسی در کتابخانه کنگره در واشنگتن دی سی شرکت کردند و در آنجا یکی از جوایز معتبر سوادآموزی را دریافت کردند.
این افتخار تنها یکی از ۱۵ افتخاری بود که توسط کتابخانه کنگره به سازمانهایی در ایالات متحده و سراسر جهان به خاطر شیوههای نوآورانه و مؤثر برجسته اعطا شد.
همچنین در این مراسم از سه سازمان بزرگتر، از جمله سازمانی که به قلب خواهر رایان نزدیک و عزیز شده است، قدردانی شد: پروژه سواد خبری، که در سال ۲۰۰۸ تأسیس شد تا به معلمان، دانشآموزان و عموم مردم در چنین برهه حساسی از تاریخ کمک کند تا پیامهای رسانهای را هدایت و تحلیل کنند.
رایان تأکید میکند که با فراگیرتر شدن دستگاههای دیجیتال، حتی در کشورهای با درآمد متوسط و پایین، چالش نه تنها ارتقای سوادآموزی، بلکه مبارزه با تهدید اطلاعات نادرست مخرب نیز شده است.
او افزود، این یک چالش پیچیده است که فقط پیچیدهتر خواهد شد و حتی سازمانهای کوچکی مانند مرکز سوادآموزی دومینیکن را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
با این حال، طبق نامهی اعلان جوایز، این سازمان غیرانتفاعی محبوب آرورا به طور خاص به خاطر سادگیاش در «ایجاد موفقیتآمیز روابط فردی و سازماندهی مردمی که انسانیت را در قلب تجربیات سوادآموزی نگه میدارد» مورد تقدیر قرار گرفت.
رایان و ارتش کوچک اما قدرتمند کارمندان و داوطلبانش از این ستایش پرشور و همچنین فرصتی برای جشن گرفتن و ارتباط با سایر برندگان از ۱۷ ایالت و پنج کشور، از جمله ویتنام، اندونزی و نیوزیلند، قدردانی کردند.
اما آنها همچنین از جایزه $5,000 که همراه این جایزه بود، سپاسگزارند، جایزهای که در ادامهی فعالیت مرکز بسیار مؤثر خواهد بود.
قطعاً این نیاز وجود دارد.
در طول سالها، این مرکز سوادآموزی دامنه فعالیت خود را گسترش داده و صدها داوطلب را در بر گرفته است که با هزاران مهاجر در تلاش برای یادگیری خواندن، نوشتن و صحبت کردن به زبان انگلیسی کار میکنند. و در حالی که زمانی بیشتر با مهاجران مکزیکی مانند وارگاس کار میکرد، اکنون به زنانی از بیش از 20 کشور، از جمله ونزوئلا، کره جنوبی، هائیتی و روسیه، خدمترسانی میکند.
وارگاس با بسیاری از آنها دوست صمیمی شده است، نه فقط از طریق جلسات تدریس خصوصی در مرکز سوادآموزی در خیابان ورمونت، بلکه از طریق «کلاسهای مکالمه» دو بار در هفته که توسط رایان اداره میشود، جایی که دانشآموزان فعلی و سابق در بحثها و فعالیتهایی شرکت میکنند که به گفته او «تقریباً آنها را مجبور به صحبت با یکدیگر میکند».
رایان در مورد فرآیند یادگیری میگوید: «از زمانی که مطلبی در مغزتان شکل میگیرد تا زمانی که از دهانتان خارج شود، راه درازی در پیش است.»
هیچ کس به اندازه دانشجویان از این موضوع آگاه نیست.
وارگاس، که به لطف چندین معلم در منطقه مدرسه وست آرورا، جایی که به عنوان سرایدار کار میکند، تشویق به شرکت در کلاسهای مرکز سوادآموزی شد، اعتراف کرد: «قبلاً هرگز نمیخواستم صحبت کنم.»
او گفت که پس از نقل مکان از مدرسه ابتدایی به دبیرستان وست های، جایی که برای برقراری ارتباط به رادیوها متکی بودند، نیاز به بهبود مهارتهای انگلیسیاش حیاتیتر شد و وارگاس متوجه شد که چارهای جز این ندارد که همیشه به وضوح درک شود.
او گفت: «احساس حقارت میکردم. قبلاً میترسیدم از کسی کمک بخواهم چون فکر میکردم مردم به من میخندند.»
«دیگه نه.»
معلم او، جوآن دولینگر، شاهد افزایش قابل توجه اعتماد به نفس وارگاس بوده است، که اکنون در چنان سطح بالایی صحبت میکند که میتواند به عنوان معلم به دیگران در گروه گفتگوی خود خدمت کند.
دولینگر گفت: «و من هم چیزهای زیادی از او یاد گرفتهام.» و افزود که او همچنان از چالشهایی که مهاجران برای دستیابی به آنچه بسیاری از ما بدیهی میدانیم، متحمل میشوند، الهام میگیرد.
رایان خاطرنشان کرد که همین سادگی قالب، این برنامه را تا این حد ماندگار کرده و باعث شده در شهرهای دیگر و ایالتهای دیگر تکرار شود.
کاتلین گالاگر، داوطلب قدیمی، در نامهای در حمایت از این برنامه به کتابخانه کنگره نوشت: «معیار واقعی موفقیت، پیچیدگی برنامه نیست... بلکه در تفاوتی است که در زندگی دانشآموزانش ایجاد میکند.»
«DLC چیزی فراتر از سوادآموزی ارائه میدهد. این برنامه منابع لازم برای دستیابی به یک زندگی کامل و هدفمند را در محیطی که در غیر این صورت عجیب و غریب است، فراهم میکند.»
دیکراسبی @tribpub.com
